بابای مهربونی ها
15 آذر 1393 توسط ابی ارام
بابای پیرقصه هام،یه روزی ام جوون بوده دست پراز پینه ی اون،یه روزی جای نون بوده چشمای تارپیرمرد،دیگه قشنگ نمیبینه قدخمیده شونبین،یه روزی پهلوون بوده باقطره های دکترش،راهشوپیدامیکنه وقتی که خیلی خسته شد،یه جایی پیدامیکنه روپله ی مغا… بیشتر »